معماری

نقد کتاب مسخ کافکا ، ناباکوف در جایی نوشته است

نقد کتاب مسخ کافکا

نقد کتاب مسخ کافکا ناباکوف در جایی نوشته است : خواننده‌ی خردمند کتاب یک نابغه را نه با قلبش و نه نیز چندان با مغزش که با ستون فقراتش می‌خواند. در آن‌جاست که آن مورمور گویا رخ می‌دهد. بی‌شک و بی‌گمان باید مسخ کافکا را باید جزو آثاری برشمرد که شامل چنین تکانی در وجود ما می‌شود. شماری زیادی از …

ادامه نوشته »

شب گرفته ست خیالت به فراخوان کسی قاصدی رفته

شب گرفته ست خیالت به فراخوان کسی

شب گرفته ست خیالت به فراخوان کسی قاصدی رفته زتو تا گذر و خوان کسی پّر و خالی بشود حس تو از بوی بهار بنشینی به هوایی لب ایوان کسی عطر محبوبه ی شب خانه خراب ات بکند یادت افتد به شبی بوسه و دستان کسی شاخه ی نسترن ّ و پچ پچ گنجشک حیاط جیک جیکی که گذشته ز …

ادامه نوشته »

سلامتی آن هایی که تنهایی سال گذشته را تحویل

سلامتی آن هایی که تنهایی

سلامتی آن هایی که تنهایی سال گذشته را تحویل صاحب اش دادند و سال جدید را از او تحویل گرفتند سلامتی آن هایی که سر آخرین تیک تاک های نزدیک به تحویل سال آب دهانشان را سخت تر قورت دادند و لب هایشان را سفت تر روی هم فشردند و چشمانشان را محکم تر بستند تا تصور کنند هر آنچه …

ادامه نوشته »

ما به دنیا نیامده ایم که با آدم ها در رابطه هایمان

ما به دنیا نیامده ایم که با آدم ها

ما به دنیا نیامده ایم که با آدم ها در رابطه هایمان بجنگیم ما به دنیا آمده ایم که آدم ها را با تمام نقض هایشان بپذیریم! دنیا محل جنگ نیست محل پذیرش است! پذیرش تفاوت ها و نقص ها! و گاهی این پذیرش انقدر سخت میشود که بسیاری از آدم ها ترجیح میدهند بجنگند تا مجبور به تحمل پذیرش …

ادامه نوشته »

قدیم ها انگار همه چیز مزه دیگری داشت حتی عکاسی

قدیم ها انگار همه چیز مزه دیگری داشت

قدیم ها انگار همه چیز مزه دیگری داشت حتی عکاسی ! یک فیلم ٣۶ تایی میگرفتیم مادرم طبق معمولِ همه چیز فیلم را هم تقسیم میکرد مثلا نفری ۵ تا عکس به ما میرسید که خودمان میتوانستیم تصمیم بگیریم تکی باشد یا با دیگران! مثلا برادرم ترجیح میداد از بارفیکس با پا آویزان شود! سهم خودش بود دلش میخواست !

ادامه نوشته »