معماری

ای پس خواب توهم اکسیر حیات مست زیبایی پنهان

ای پس خواب توهمای پس خواب توهم ، اکسیر حیات
مست زیبایی پنهان و پیدای توام
قلب سنگی مرا قصر حضورم کردی
تو که هستی که اینگونه شیدای توام؟

در شگفتم که یک عمر در این فلسفه ها
قایق ذهنم در خشکی خود پارو زد
در شگفتم که از خواب به خواب می رفتم
و زمان شوق و جوانی ام را جارو زد!

ای پس خواب توهم ، چه گویم از تو؟
راست می گفت که مُهرت لبانم دوزد
شعرهایم، کوتاه و زغالی شده است!
راست می گفت که یک روز زبانم سوزد

فرامرز فرحمهر
کتاب سمفونی بادها

همچنین ببینید

کلی آدم هستن که احساس پوچی میکنند

کلی آدم هستن که احساس پوچی میکنند

کلی آدم هستن که احساس پوچی میکنند احساس گیر افتادن و درجا زدن، احساس تنها …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code