معماری

تنهایی فشار میاره اما التماس نمیکنم

تنهایی فشار میاره اما التماس نمیکنمتنهایی فشار میاره اما التماس نمیکنم
گفتم: خب حداقل بهش پیشنهاد بده!
یعنی انقدر سخته؟

گفت: آره سخته، وقتی یه چیزایی
هی تکرار میشه دیگه زده میشی!
نمیبینی اینا دنبال چی هستن؟
پول، ماشین! تیپ آنچنانی!

ببین داداش، آدمایی مثل ما
اگه شانس نیارن! باید پشت همین میز بشینن
و به دود قلیون و سیگار خیره بشن!

کاش یه جزیره ای چیزی بود که ما دور هم جمع میشدیم!
آدمای هم جنس ما توی دنیا زیادن!
اما در مقابل این جماعت هیچی نیستن!
از پس خوردن دیگه خسته شدم! میشینم اینجا و سعی میکنم
با خودم دوستانه کنار بیام!

از کافه اومدم بیرون و چترم و باز کردم
برای اولین بار چیزی برای گفتن نداشتم
راست میگفت، ما خیلی کمیم

به رقص قطره های بارون نگاه میکردم و راه میرفتم
چاره ای نداشتم جز به خاطر اوردنت..
همیشه در عمیق ترین بخش های قلب
جاییه برای پناه بردن..
جایی که ماندگارترین زخم هارو برداشتیم..

فرامرز فرحمهر

همچنین ببینید

یکصد سال بعد تو این نوشته را نمیخوانی

یکصد سال بعد تو این نوشته را نمیخوانی

یکصد سال بعد تو این نوشته را نمیخوانی و من هم آن را نخواهم نوشت! …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.