معماری

در خود ولع بی انتهایی احساس می کنم

در خود ولع بی انتهایی احساس می کنمدر خود ولع بی انتهایی احساس می کنم که
می خواهد هرچه در مقابل خود می بیند نابود کند
من به رنج و خوشی دیگران فقط از لحاظ خویش می نگرم
یعنی همانطور که به غذایی می نگرم
تا ببینم آیا قادر به بر انگیختن قوای من هست یا نه

زیرا در خویشتن دیگر استعداد آنرا نمی بینم که
در اثر هوا و هوس دیوانگی کنم
غرور و خود پسندی من با گذشت زمان سرکوب شده
و صورتی دیگر به خود گرفته است

چه غرور و خود پسندی چیزی جز شهوت قدرت نیست
و بزرگ ترین خوشبختی من
مطیع ساختن کسانی است که احاطه ام می کنند.

ایجاد حس عشق و اطاعت و ترس نسبت به خویشتن
مگر اولین نشانه پیروزی و تسلط نمی باشد ؟
بدون حق موجب عذاب یا خوشی دیگری بودن
مگر به بهترین وجهی خود خواهی ما را راضی نمی کند؟
و اما سعادت چیست؟ همان تکبر ارضا شده

من اگر خویشتن را بهترین و نیرومند ترین افراد عالم می دانستم
خوشبخت می شدم اگر همه مرا دوست می داشتند
من هم در دل خود چشمه های بی انتهای عشق را می یافتم
شر مولد شر است

اولین احساس رنج، تولید فکر خوشبختی
از رنج دادن به دیگران را در ما ایجاد می کند
تصور ظلم محال است ایجاد شود بدون اینکه
میل تحقق آن هم پدید آید .

نمی دانستم چه کسی گفته است که :
افکار مانند موجودات مجسمی هستند
همینکه به وجود آمدند شکلی هم به خود می گیرند
و این شکل عبارت از عمل است.

کسی که در سرش افکار بیشتری ایجاد می شود
بیش از سایرین هم عمل می کند
و به این جهت نابغه ای که پشت میز اداری میخکوب شود
باید یا بمیرد و یا دیوانه شود
درست مانند پهلوانی که در اثر زندگی بدون فعالیت
و رفتار آرام یا سکته می کند و یا می میرد ….

قهرمان عصر ما نویسنده: میخائیل لرمانتوف
مترجم: مهری آهی انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب

همچنین ببینید

انسان هیچگاه جدا از تعارض هایش نبوده

انسان هیچگاه جدا از تعارض هایش نبوده

انسان هیچگاه جدا از تعارض هایش نبوده و نخواهد بود. ندانستنِ اینکه تعارضی داریم تغییری …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.