معماری

زندگی من جشن تک نفره بود برای خودم سفره پهن کردم

زندگی من جشن تک نفره بودزندگی من جشن تک نفره بود
برای خودم سفره پهن کردم
برای خودم لباس خریدم!
برای خودم گل خریدم

با خودم گفتم و خندیدم و گریه کردم
به خودم دلگرمی دادم
زندگی من، مسیر انفرادی بود
گاهی شکل سلولی
و گاهی مسیری بی انتها

از تنهایی گریزی نیست
از نواسانات گریزی نیست
ما ترکیبی از تاریکی ها
و روشنی ها هستیم

فرامرز فرحمهر

همچنین ببینید

کلی آدم هستن که احساس پوچی میکنند

کلی آدم هستن که احساس پوچی میکنند

کلی آدم هستن که احساس پوچی میکنند احساس گیر افتادن و درجا زدن، احساس تنها …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code