معماری

صدتا قرص دیازپام اینجاس فکرای نکبتی توی سرمن

صدتا قرص دیازپام اینجاسصدتا قرص دیازپام اینجاس
فکرای نکبتی توی سرمن
قرصای لعنتی تو مشت منو
چشمای لعنتیت برابرمن

تیغای پشت سر رفیقامن
تیغای پیش رو برادرمن
مانع اصلی بعد چشمای تو
خنده های قشنگ دخترمن

بذا ی طرح تازه تر بزنم
با طنابی که دور گردنمه
لخت میشم رو چارپایه
ببین زخمای جورواجوری رو تنمه

چن تاش از دشمنای باهوشم
باقیش از دوستای کودنمه
ترسم از مرگ نیست باور کن
ترسم از بی پناهی زنمه

طرح بعدیم نشتیه گازه
آخر شب که خواب چیره بشه
باید اون شیرو وا کنم
بعدش مرگ توی چشام خیره بشه

رختی که چرکه مثل من باید
شسته شه روی بند گیره بشه
ترسم از مرگ نیست میترسم
بخت خرگوش هام تیره بشه

ترس اما برادر مرگه
میکشه ماشه رو ی روز خودش

علی بهمنی

همچنین ببینید

همزاد من دنیام آشوبه

همزاد من دنیام آشوبه حرفامو میفهمی، همین خوبه

همزاد من دنیام آشوبه حرفامو میفهمی، همین خوبه این روزا به امید بودنهات- داره دلم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code