معماری

عکس همراه متن از لحظات تنهایی عاشق ها

عکس همراه متن از لحظات تنهایی

عکس همراه متن از لحظات تنهایی

تنها نشسته ام و چای می نوشم و بغض می کنم
هیچکس مرا به یاد نمی آورد
این همه آدم روی کهکشان به این بزرگی
و من حتی آرزوی یک نفر هم نبودم …

کم اوردم زیاد

نگاهم بیقرار هجوم قدم های توست
و تو با خبری
اما…
هرگز از جاده ی دلم گذر نمی کنی …

عکس انتظار

گاهی آنقد دلم از دنیا سیر میشود که می خواهم ..
تا سقف آسمان پرواز کنم و رویش دراز بکشم ..
آرام و آسوده …
مثل ماهی حوضمان که چند روز است روی آب دراز کشیده

عکس تنهایی در تاریکی

خدایا خسته ام!
از غریبــه بــودن بیــن ِ این آدمـ ها
از بـے کسـے
از ایـــن کـه از جنـس ِ آدمـ های اطرافــم نیستــم
از اینکه همه تا میفهمــن از خودشــون نیستــم
رفتارشــون باهامـ عوض میشـه
خدایــا!
تو بـا مــن باش

عکس مفهومی از چهره و جمجمه

مرا آنگونه که دوست داری تصور نکن
من سوژه گالری پرتره عکس هایت نیستم

عکس تنهایی دختری در انتظار

نمی دانی که چه قدر دلم برایت تنگ است
تک تک روزها را پشت سر می گذارم
کارهایم را به انجام می رسانم
آنگاه که باید لبخند، می زنم
حتی گاه قهقهه می زنم
ولی از ته قلب تنهای تنها هستم
هر دقیقه یک ساعت
و یک ساعت یک روز طول می کشد
آنچه مرا در گذراندن این روزها یاری می کند
فکر به توست ای کاش در کنار تو بودم

عکس تنهایی و انتظار لب دریا

من در این دلواپسی ها نشسته ام تنها….
می خواهم با تو سخن بگویم….
می خواهم باز چهره ات را با همان لبخند کودکانه ببینم…
می خواهم هر چه انتهایش
به اسم تو و یاد تو ختم می شود…
شعرهایم ناتمام ماندند…
اسیر دلتنگی شدم من…
و خواب مرا به رویای با تو بودن می رساند…
کاش خیابان های شلوغ سهم ما نبود…
اما..غصه ای نخواهم خورد…
اشک هایم را برای شانه های تو ذخیره خواهم کرد…
حرف های ناتمامم را به روی دیوار قلبم حک می کنم
و با دیدنت همه را تکمیل می کنم…
پاییز از راه می رسد و ما دوباره به بودن
و رسیدن به انتهای جاده ی سرنوشت می اندیشیم…

عکس تنهایی عاشق روی نیمکت

فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی !
اعتراف کردم که عاشقم ، جرم مرا باور نکردی !
گفتم بدون تو می میرم ، لبخندی تلخ زدی !
از دلتنگی ات اشک ریختم ، چشم های خیسم را ندیدی!
چگونه بگویم که دوستت دارم
تا تو نیز در جواب بگویی که من هم همینطور!
چگونه بگویم که بی تو این زندگی برایم عذاب است
تا تو نیز مرا درک کنی !
صدای فریادم را همه شنیدند جز او که باید می شنید !
اشک هایم را همه دیدند!
آشیانه ای که در قلبت ساخته ام
تبدیل به قفسی شده که تا آخر در اینجا گرفتارم !
گرفتار عشقی که باور ندارد مرا
فکر می کند که این عشق
مثل عشق های دیگر این زمانه خیالی ست
حرف های من بیچاره دروغین است!
حالا دیگر آموخته ام که کلام دوستت دارم را بر زبان نیاورم
دیگر اشک نریزم و درون خودم بسوزم !
اگر دلتنگت شدم با تنهایی درد دل کنم
و اگر مردم نگویم که از عشق تو مردم !
اما رفتنم محال است ، عشق که آمد
دیگر رفتنی نیست ، جنون که آمد
عقل در زندگی حاکم نیست!
آنقدر به پایت می نشینم تا بسوزم
تا ابد به عشقت زندگی میکنم تا بمیرم !
گرچه شاید مرا به فراموشی بسپاری
ما عشق برای من با ارزش و فراموش نشدنیست است!

عکس تنهایی در غروب

دیشب را تا صبح به دنبالت گشتم
لابه لای تمام خاطرات گذشته…
تمام خوب هایم را ورق زدم…
لحظه به لحظه اش را…
رد پایت همه جا جاریست…
اما…
دوباره تکرار داستان همیشگی
نبود تو و انتظار من…!!!
امروز را هم دوباره دنبالت می گردم…
مثل همه روزهای نبودت!!!
امروز هم سراغت را از تمام برگ ها می گیرم…!
شاید برگی را از قلم انداخته باشم!

عکس تنهایی در کوچه

افسوس که کسی نیست …
افسوس که کسی نیست تاگذشته های پرملالم را از من بگیرد
و آینده ای پراز شادی را به قلبم هدیه کند
افسوس که کسی نیست!
تا بار فراق وجدایی را از دوش من بردارد
و کوله باری از محبت خویش را جایگزین آن کند
افسوس که کسی نیست …
از من بخواهد ناگفته های قلبم را که عمری ست
خاک خورده سینه ام شده است را برایش بازگو کنم
ودر پاسخ عشق بی پایانش را نثار دل بیمارم کند!
افسوس …
افسوس که در این روزگار کسی نیست
جز سکوت و تنهایی
و دلتنگی که عمری گوشه نشین قلبم شده اند
و هر روز غم را بادلم همخوانی می کنند

عکس همراه متن از لحظات تنهایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code