معماری

هنوز مثل همان سالهای بی برگرد در انزوای “شلمرود”

هنوز مثل همان سالهای بی برگردهنوز مثل همان سالهای بی برگرد
در انزوای “شلمرود” و غربت “حسنم”
من از تبار کدامین قبیله ام خواهر
که از عدم به وجود آمدم که جان بکنم

بخوان! به نام برادر که دردهای تو را
کنار درد جهان توی سینه اش جا کرد
بخوان! به نام کلاغی که روی نرده ی باغ
نشست و مرگ خودش را فقط تماشا کرد

بخوان!به نام برادر که سرنوشتش شد-
همیشه زخم ِ عمیقی به استخوان بکشد
برادرت به غمی مبتلا شد از آغاز
که آسمان نتوانست بارِ آن بکشد

◻◻◻
چه لایه لایه پر از اشک میشوم خواهر!
هزار توی شبم یک پیازِ غمگین است
به خواب می پرم از خواب و خواب می بینم
و باورم شده دیگر که زندگی این است

میلاد روشن

همچنین ببینید

تو برای من موزیک فرانسوی هستی

تو برای من موزیک فرانسوی هستی

تو برای من موزیک فرانسوی هستی گرمای لادا در سرمای شوروی. جنگ جهانی و نرماندی.. …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code