معماری

چقدر دوستت دارم ،چقدر عاشقتم، چشمام میسوزه

چقدر دوستت دارمچقدر دوستت دارم ،چقدر عاشقتم، چشمام میسوزه
از عمیق بودن خسته شدم
لب هاش و چسبوند به لب هام
و گفت: رها کن، رها کن، خواهش میکنم منو رها کن
با من به جایی نمیرسی، من زیادی زیبا هستم
هرچیزی زیادش خوب نیست..

گفتم: نمیشه از نفس هات دل کند
تو خیلی جذابی، خیلی با شعوری، خودخواهم میدونم
اما تو رو برای خودم میخوام، وقتی که پیشمی
انگار ابدی هستم، انگار به هدفم رسیدم، انگار کاملم..
تا به حال هیچکس و به وسعت
و تنهایی تو دوست نداشتم..

دوباره منو بوسید و معصومانه گفت:
رها کن رها کن، خواهش میکنم منو رها کن
وقتی که محدود بشم میمیرم، سرطان سینه میگیرم
بچه دار نمیشم، پوستم چروک میشه
جنینم می افته، ناخونام میشکنه
رها کن رها کن، خواهش میکنم منو رها کن.

گفتم: تو زندگی من هستی، همه چیزم هستی
چرا دوستم نداری؟ چرا منو نمیخوای؟
مگه چیم از بقیه کمتره؟
گفت: رها کن رها کن، خواهش میکنم منو رها کن..
و سال ها گذشت..

سال ها گذشت تا اینکه فهمیدم معنی (رها کن رها کن) یعنی چی!
چرا زندگی، در شمایل زنی میگفت: رها کن، و من بیشتر میچسبیدم!
به خودم، به دیگران، به وضعیت ها، به نقاب ها و قاب ها! به تمایل ها!

(رها کن رها کن، خواهش میکنم رها کن)
فقط یک لحظه عمیقآ رها کن
وقتی که تجربه کنی، دیگه نمیچسبی!

فرامرز فرحمهر

همچنین ببینید

ما در کشوری زندگی میکنیم که ناکامی‌های زیادی تجربه میکنیم

ما در کشوری زندگی میکنیم که ناکامی‌های زیادی تجربه میکنیم

ما در کشوری زندگی میکنیم که ناکامی‌های زیادی تجربه میکنیم و زیاد بودنِ این ناکامی‌ها …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.