معماری

داستان و متن

ما آدم ها تصویر درستی از هم نداریم

ما آدم ها تصویر درستی از هم نداریم

ما آدم ها تصویر درستی از هم نداریم و تو نزدیک ترین تصویر به من و دیده بودی همین تصویرها رابطه ها رو ایجاد و پایدار نگه میدارن دیدن آدم ها نزدیک به آنچه که هستن یه هنره چون در کشف ها باید تصویرت و در اون ها بشناسی با کل ابعاد چشماش بهم خیره شد.. دقیقآ، چون آدم ها …

ادامه نوشته »

گفت: ما به نقاب ها نیاز داریم

گفت: ما به نقاب ها نیاز داریم

گفت: ما به نقاب ها نیاز داریم اگه نقاب ها نبودن بدجور کارمون گره میخورد بودا لیوان چای سبزشو نزدیک دهانش برد در مقیاس کوچک بله، در مقیاس بزرگ خیر زرتشت به بودا اشاره کرد و گفت: کاملا درسته چون راستی زیر پا میره هرجا که راستی دستکاری بشه، کاستی میاد.. شکسپیر گفت: زندگی مثل نمایشنامه س خواهی نخواهی تو …

ادامه نوشته »

تا نداشته باشی نمیتونی تجربه کنی

تا نداشته باشی نمیتونی تجربه کنی

تا نداشته باشی نمیتونی تجربه کنی گفت: گاهی نداشته ها، باعث تجربه بهتری میشن! گفتم: مثلا؟ گفت: من هیچوقت پدر نداشتم اما برای بچه هام پدر خوبی شدم در کودکی انتظار زیادی ازم بود و همین باعث شد تا با خودم نامهربون باشم اما حالا با بچه هام سالم رفتار میکنم جوری که وقتی بزرگ شدن، دشمن خودشون نباشن گفتم: …

ادامه نوشته »

موهام و با ماشین میزدم ماشینم و با مایع ضرفشویی میشستم

موهام و با ماشین میزدم

موهام و با ماشین میزدم ماشینم و با مایع ضرفشویی میشستم سگ همسایه تو پاهام میچرخید نگران اون دو تا بچه گربه بودم که سر کوچمون بازی میکردن گفت: کسی نگرانت نیست نه؟ گفتم: میشه آدامسم و در بیارم؟ احساس بیشعوری میکنم گفت: ولی من همچین حسی ندارم اشکالی نداره آدامس بجوی! گفتم: واقعآ احمقانه س، اما خب محبت میخوام، …

ادامه نوشته »

جن به آینه نگاه کرد ، همچینم زشت نیستم

جن به آینه نگاه کرد

جن به آینه نگاه کرد ، همچینم زشت نیستم فقط یه کم چهرم متعجب میزنه گفتم: کاش مثل تو نامرئی بودم یواشکی میرفتم بانک و یه گونی پول کش میرفتم جهان و رایگان میگشتم چه حالی میکنینا؛ واسه خودتون میچرخید و کسی ام کاری به کارتون نداره با تعجب نگام کرد، گفت: (واقعا قیافم زشت نیست نه؟) با تعجب نگاش …

ادامه نوشته »

تنهایی فشار میاره اما التماس نمیکنم

تنهایی فشار میاره اما التماس نمیکنم

تنهایی فشار میاره اما التماس نمیکنم گفتم: خب حداقل بهش پیشنهاد بده! یعنی انقدر سخته؟ گفت: آره سخته، وقتی یه چیزایی هی تکرار میشه دیگه زده میشی! نمیبینی اینا دنبال چی هستن؟ پول، ماشین! تیپ آنچنانی! ببین داداش، آدمایی مثل ما اگه شانس نیارن! باید پشت همین میز بشینن و به دود قلیون و سیگار خیره بشن!

ادامه نوشته »