معماری

بایگانی برچسب: زیباترین شعرهای عاشقانه معاصر

به یاد آور نگاهی را که از تو دور خاهد شد

به یاد آور نگاهی را که از تو دور خاهد شد

به یاد آور نگاهی را که از تو دور خاهد شد قدمهایی که با رفتن نتِ سنتور خاهد شد همان مجنون تر از لیلی، که بود آواره ات خیلی به ناچاری و بی میلی از اینجا دور خاهد شد چه بی زاینده هرآهش، چه بی خاجو گذرگاهش بیاتِ اصفهان ماهش تهی از شور خاهد شد تو می مانی خمار اینجا، …

ادامه نوشته »

دختر فالوده موی شهر شیرازی که چه ؟

دختر فالوده موی شهر شیرازی که چه

دختر فالوده موی شهر شیرازی که چه ؟ بستنی لب، طالب ِ لیسیدن و گازی که چه؟ مشتری هایت فراوان و سرت خیلی شلوغ پسته چشم و روسری وانیلی و نازی که چه؟ اخم و تخمت آبلیمو، خنده هایت چون شکر باز معجونی ملس از این دو میسازی که چه؟ ادعایت میشود شاخه نبات ِ حافظی هی تفال میزنی و …

ادامه نوشته »

نه انصافن تو جای من اگر بودی چه میکردی؟

نه انصافن تو جای من اگر بودی چه میکردی؟

نه انصافن تو جای من اگر بودی چه میکردی؟ سری بر بالشی تا صبح تر بودی چه میکردی؟ اگر که رفته بود آن میرزای ِ کوچک از جنگل دو چشم ِ خیس ِ دریای ِ خزر بودی چه میکردی؟ به یاد ِ او ته ِ آوار می ماندی، نمی ماندی؟ اگر از لرزه اش زیر و زبر بودی چه میکردی؟ …

ادامه نوشته »

از گذشته شکسته تر شده ای چشمهایت

از گذشته شکسته تر شده ای

از گذشته شکسته تر شده ای چشمهایت شروع بارانهاست من به مرز جنون سفر کردم آه اینجا ته ِ ته ِ دنیاست ! دوستم داری و نمی خواهم دوستت دارم و نمی خواهی بی تفاوت به این تفاوت ها سر بزن تو به خلوتم گاهی به همین من که خسته تر هستم از قدم های موذی ساعت از نگاه کسی …

ادامه نوشته »

وای اگر یک شب در آغوشم بگیری محشر است

وای اگر یک شب در آغوشم بگیری محشر است

وای اگر یک شب در آغوشم بگیری محشر است تنگ بین بازوان تو اسیری محشر است تا تویی ماه ِ تمام ِ هر شب ِ این آسمان حال و روز ِ کهکشان ِ راه ِ شیری محشر است شاهبانو! می شود باشم وزیر ِ عاشقت؟ شاهنامه گاه در قطع ِ وزیری محشر است طرح ِ اسلیمی ِ گُل از خوشخرامی …

ادامه نوشته »