معماری

بایگانی برچسب: سمیرا هاشمی

به خواب لای دو پلکم عروسک غمگین به بغض خیس

به خواب لای دو پلکم

به خواب لای دو پلکم عروسک غمگین به بغض خیس گلویم … دو تا لوراتادین به زخمِ بازِ صبورم … سه بوسهء نمکین که مثل معجزه ساکت نشسته اند وُ همین به پرده های کشیده … دو دستِ آویزان به چشمِ تازه کپیده … سه ساعتِ گریان به لقمه های پریده … چهار سرفهء بیجان که سخت و سنگی و …

ادامه نوشته »

سایه ام روی پرده گلدار باد و باران ؛ سیاست تلخی

سایه ام روی پرده گلدار

سایه ام روی پرده گلدار باد و باران ؛ سیاست تلخی ست میشود با صدای باد آمیخت! میشود خیس و خسته از باران؛ مُرده ام را به جالباس آویخت…! 👗 میشود روی مبل … تلویزیون ؛ میشود زیر میز … قابلمه را ؛ میشود تووی ماکروفر یخ ریخت! بچه شد … رو به روی آیینه ؛ مادرِ این زمانه را …

ادامه نوشته »

پر بکش از قفس درش باز است بال زخمی بهانه

پر بکش از قفس درش باز است

پر بکش از قفس درش باز است بال زخمی بهانه پوچی ست! چرمِ گاوِ جنون زده ، مفت است! بهترین مارکِ زندگی ، گوچی ست! با برندِ جهانی ات خوش باش از عقب ماندگی ؛ بیفت جلو! پله ها را دو تا یکی…خم شو! صبر کن عابران که خندیدند از خمِ پلکِ چشمشان گم شو! با تنِ نردِبانی ات خوش …

ادامه نوشته »

همه چیز از دو پای بی رفتار همه چیز از دو دست

همه چیز از دو پای بی رفتار

همه چیز از دو پای بی رفتار همه چیز از دو دست لاکردار همه چیزم شروع شد از درد {سگِ ولگردِ} قصه ام ؛ برگرد با دو پا تا کجا نمیشد رفت؟ با دو دست از چه ها نمیشد کَند! می زدم {سگ_دو} تووی آغوشی که نمیشد به روی من وا کرد! از تو آبستنم به بُـغـضـآبـه “سووَشِ” / “آرزوی” …

ادامه نوشته »

داشتم در فضایی از خالی می تنیدم نگاه تارت را

داشتم در فضایی از خالی

داشتم در فضایی از خالی می تنیدم نگاه تارت را جای من یک عروسک کوکی گره میزد طناب دارت را دکمه ی چشمش از لباست بود! روی کاناپه لم که می دادی تووی کانالِ Gem که می رفتی کنترل ؛ دستِ شاه می افتاد وقتی از عشق و بوسه می گفتی… به زن اوّلت ؛ حواست بود؟ زن اوّل که …

ادامه نوشته »