معماری

بایگانی برچسب: شعر

پشت هر منظره دنبال غمی پنهانم عمق هر فاجعه را

پشت هر منظره دنبال غمی پنهانم

پشت هر منظره دنبال غمی پنهانم عمق هر فاجعه را روی ورق می ریزم لحظه ی شعر نوشتن که دلم آشوب است لحظه ی شعر نوشتن که عرق می ریزم لحظه ی شعر نوشتن که پری غمگین در هوای تو دوباره نفسش می گیرد صبح از از بوسه به دنیای بدی می آید شب به یک بغض کنار غم خود …

ادامه نوشته »

اندام هایت برایم عادی شده بودند ، متن عاشقانه

اندام هایت برایم عادی شده بودند

اندام هایت برایم عادی شده بودند دیگر از برهنه دیدنشان گرگ های شهوتم واق واق نمی کردند تو عریان روی تخت دراز می کشیدی و من ساعت ها به تو خیره می شدم دفتر شعرم را برمی داشتم و از خطوط بدنت از عطر زنانه ات وقتی که در نفس هایم نفس می زدی از لجبازی های کودکانه و بی …

ادامه نوشته »

آهسته تر او را ببوس این یار من بوده این دلبرِ آزرده دل

آهسته تر او را ببوس

آهسته تر او را ببوس این یار من بوده این دلبرِ آزرده دل، دلدارِ من بوده او را نگیر این قدر بینِ بازوانت تنگ آغوشِ او دلتنگیِ هربار من بوده دست از انارِ نوبرش بردار، دلخونم پرچینِ باغش دسترنجِ خارِ من بوده آرامتر بیرحم! پلکش را بهم بگذار این چشمها در حسرتِ دیدارِ من بوده خسته ست میخاهد بخابد، راحتش …

ادامه نوشته »

ای پس خواب توهم اکسیر حیات مست زیبایی پنهان

ای پس خواب توهم

ای پس خواب توهم ، اکسیر حیات مست زیبایی پنهان و پیدای توام قلب سنگی مرا قصر حضورم کردی تو که هستی که اینگونه شیدای توام؟ در شگفتم که یک عمر در این فلسفه ها قایق ذهنم در خشکی خود پارو زد در شگفتم که از خواب به خواب می رفتم و زمان شوق و جوانی ام را جارو زد! …

ادامه نوشته »

لباسی که من و پوشید همونی که تو رو تن کرد

لباسی كه من و پوشید

لباسی که من و پوشید همونی که تو رو تن کرد من و از من سوا کرد و . دو تایی مون و یک من کرد تو رو از پشت آیینه من و از انعکاس تو تو رو پوشیده از من تا من و کرده لباس تو تو گوشم گفت یا گفتی خیال هر دو مون تخته تو مثل گرگ …

ادامه نوشته »

بی تو بام خانه ای بودم که ویران می شدم

بی تو بام خانه ای بودم که ویران می شدم

بی تو بام خانه ای بودم که ویران می شدم ازدحام ناله ای بودم که گریان می شدم بی تو همچون کوچه ی اختر میان کوچه ها یادگار کاوه ای بودم که زندان می شدم همچو شمعی تا سحر بیدار می ماندم دریغ تا طلوع صبح نو بی وقفه سوزان می شدم مثل بیت آخر یک شاعر دیوانه که قبل …

ادامه نوشته »