معماری

بایگانی برچسب: طاهره خنیا

تلخای عمری دست برده در مضامینم تو پازلی هستی

تلخای عمری دست برده در مضامینم

تلخای عمری دست برده در مضامینم تو پازلی هستی که من دیگر نمی چینم آیینه بودم تا جوانی کرده ای در من بی که ببینی، پیر شد زن توی آیینه م .. پروانگی کردی برای هرچه گل … حالا ، شمعم که هی پروانه می سوزد به بالینم! ازهرطرف دستی به خاطرخواهی ام پل زد از هر طرف چندین بغل …

ادامه نوشته »

شب تر شد از شبهای قبلی شب – طاهره خنیا

شب تر شد از شبهای قبلی ، طاهره خنیا

شب تر شد از شبهای قبلی ، شب ! خرچنگ ، چنگالی فرو دارد آغوش وا کرده ست تنگاتنگ ماهی ، سریدن آرزو دارد .. یک جفت دریاخوانده ی بی ربط یک جفت هم دریای بی دریا ! بی مقصدی که پیش رو شاید .. بی مبدا ئی که پشت سر حتا .. خورده به هم در اولین برخورد خیره …

ادامه نوشته »

بغل کنید مرا دختران ابر آلود بغل کنید مرا

بغل کنید مرا دختران ابر آلود ، طاهره خنیا

بغل کنید مرا دختران ابر آلود ! بغل کنید مرا مردهای ضامندار ! زنی که ریخته روی زمین منم ! لطفن بغل کنید مرا دستهای اندر کار ! بغل کنید مرا .. زخمهام مسری نیست ! خراش خورده فقط پوست ِ زنانگی ام هزار تکه شده استخوان ِ زندگی ام ابد گرفته نفسهای حبس ِ خانگی ام ! نه اینکه …

ادامه نوشته »