معماری

بایگانی برچسب: عبدالجبار کاکایی

تو هر کجای زندگیم که باشی صبح تموم آینه هام

تو هر كجای زندگیم كه باشی

تو هر کجای زندگیم که باشی صبح تموم آینه هام سفیده به اسمتون لبامُ عادت بده هر جای دنیا که تو باشی عیده می ترسم این شبای بی ستاره بگذرن و خوابمُ سنگین کنن شادی اون دقیقه ها رُ می خوام که طعم زندگیمُ شیرین کنن به خاطر اسم شما پا می شن تموم دونه ها که زیر خاکن به …

ادامه نوشته »

ما طرح ساده ی قفسی بی پرنده ایم لب بسته

ما طرح ساده ی قفسی بی پرنده ايم

ما طرح ساده ی قفسی بی پرنده ایم لب بسته، راز دار سکوتی گزنده ایم روز و شبی به زاویه ی عمر برده و سیبی ازین درخت به تاراج کنده ایم دربان بی اراده ی این هیچ خانه ها تابوت بی تفاوت مرگی زننده ایم چون زندگی به جان خود از زهر تلخ تر چون مرگ در جهان تو برگ …

ادامه نوشته »