معماری

بایگانی برچسب: غزل فارسی

پشت هر منظره دنبال غمی پنهانم عمق هر فاجعه را

پشت هر منظره دنبال غمی پنهانم

پشت هر منظره دنبال غمی پنهانم عمق هر فاجعه را روی ورق می ریزم لحظه ی شعر نوشتن که دلم آشوب است لحظه ی شعر نوشتن که عرق می ریزم لحظه ی شعر نوشتن که پری غمگین در هوای تو دوباره نفسش می گیرد صبح از از بوسه به دنیای بدی می آید شب به یک بغض کنار غم خود …

ادامه نوشته »

باید از ابتدای این قصه خانه ها را خراب می کردیم

باید از ابتدای این قصه

باید از ابتدای این قصه خانه ها را خراب می کردیم زندگی شکل دیگری می شد ما اگر انتخاب می کردیم بر لبت مهر خاطره زده ای چقدر ما شبیه هم شده ایم باید از ابتدای این قصه عشق را غرق خواب می کردیم رفته ام تا ته ته رویا مثل خواهر بزرگها شده ام غرق بازی نا تمامی که …

ادامه نوشته »

از جور هر غریب و از دست منت خویش

از جور هر غریب و از دست منت خویش

از جور هر غریب و از دست منت خویش رفتم که سر کنم باز ،در لاک غربتِ خویش بی رغبت تماشا، از زرق و برق دنیا بگذار تا بیفتم، در قعر ظلمتِ خویش در خامشی چنان شمع، منها شدم زِ هر جمع تنهاتر از همیشه، مهمانِ خلوت ِ خویش تا نامِ بد نگیرد..، اسم ِحسد نگیرد خاموش مانده یک زن …

ادامه نوشته »

دیده ام در روی زیبای تو روی عشق را

دیده ام در روی زیبای تو روی عشق را

دیده ام در روی زیبای تو روی عشق را باز در من زنده کردی، آرزوی عشق را داغ از آتشفشان سینه جاری شد به اشک تا بگیرم من در این آتش وضوی عشق را گل نمی داند که داغ و درد و دود و سوز چیست عود می داند که دارد رنگ و بوی عشق را از نسیم صبح باید …

ادامه نوشته »

چشم تو وقتی به مستی انتخابم می کند

چشم تو وقتی به مستی انتخابم می کند

چشم تو وقتی به مستی انتخابم می کند لحظه ای می سازد و عمری خرابم می کند گرچه کوهی محکم و سرسخت تر از آهنم گرمی آغوش تو ، اما مذابم می کند بین پرسش های بی پایانِ عقلی حیله گر عشق ، حتی با سکوت خود مجابم می کند از شبِ کابوس های بد نجاتم می دهد در تبِ …

ادامه نوشته »

دردم ولی دوای کسی را نخواستم خاموشم و

دردم ولی دوای کسی را نخواستم

دردم ولی دوای کسی را نخواستم خاموشم و صدای کسی را نخواستم بی همنفس، نفس به نفس در هوای خویش مُردم ولی هوای کسی را نخواستم کافرترین سلاله ی ایمان؟ نه! راستش ابلیسم و خدای کسی را نخواستم! حتی دم مسیح به درد نمی خورد می میرم و شفای کسی را نخواستم کشتی به گل نشسته ی دریای ماتمم غرقی …

ادامه نوشته »