معماری

بایگانی برچسب: غزل معاصر

پشت هر منظره دنبال غمی پنهانم عمق هر فاجعه را

پشت هر منظره دنبال غمی پنهانم

پشت هر منظره دنبال غمی پنهانم عمق هر فاجعه را روی ورق می ریزم لحظه ی شعر نوشتن که دلم آشوب است لحظه ی شعر نوشتن که عرق می ریزم لحظه ی شعر نوشتن که پری غمگین در هوای تو دوباره نفسش می گیرد صبح از از بوسه به دنیای بدی می آید شب به یک بغض کنار غم خود …

ادامه نوشته »

زیر نم نم های باران بیشتر میخاهمت

زیر نم نم های باران بیشتر میخاهمت

زیر نم نم های باران بیشتر میخاهمت در میان رقص گندمزار تر میخاهمت باز کن بند از تلاطم هایِ رودت بیشتر آبشارِ گیسوانی تا کمر میخاهمت جایِ این انگشتر و این گوشوار و نیم تاج گُل به دست و گُل به گوش و گُل به سر میخاهمت بوسه ات را چاپ کن بر صفحه یِ لبهایِ من با چنین خطِ …

ادامه نوشته »

میهماندار هواپیما پذیرایی چه شد ؟ گفته بودی میروی

میهماندار هواپیما پذیرایی چه شد

میهماندار هواپیما پذیرایی چه شد ؟ گفته بودی میروی و زود می آیی چه شد؟ اینهمه راه آمده مجنون به دیدارت عزیز! آن دو چشمِ سرمه ریزِ مستِ لیلایی چه شد؟ زودتر دورِ لبت را خط بکش مالِ من است خاستی خود را در آیینه بیارایی چه شد؟ دورِ دستانت النگویِ پرِ پروانه ها سینه ریزت از شقایق هایِ صحرایی …

ادامه نوشته »

به دقت خوانده ام دفترچه های روی میزت را

به دقت خوانده ام دفترچه های روی میزت را

به دقت خوانده ام دفترچه های روی میزت را نشستم بو کشیدم بازهم عطر غلیظت را نشستم منتظر شاید که برگردی به این خانه وفا داریِ من درمان کند ذهنِ مریضت را تو را آنقدر می خواهم که تنها بودنِ خود را در آغوشت بکش معشوقه ی مردم گریزت را تو ای محجوبِ غمگین ، سر به زیر ،ای عصمت …

ادامه نوشته »

بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی ؟ گرمی ثانیه ای

بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی

بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی ؟ گرمی ثانیه ای خانه شدن را بلدی؟ تو که ویرانه کننده است غمت می دانم خوردن غصّه و ویرانه شدن را بلدی؟ آنقدر سوخته قلبم که قلم می سوزد شمع گریان شده، پروانه شدن را بلدی؟ مرغ عشقی شده دل میل پریدن دارد بال و پر در قدمت لانه شدن را …

ادامه نوشته »

بابا مرا میان همین کوچه گم کن و دعوام کن که

بابا مرا میان همین کوچه گم کن و

بابا مرا میان همین کوچه گم کن و دعوام کن که کار بدی باز کرده ام دعوام کن دوباره خودم را زمین زدم بر روی پشت بامم وُ نزدیک نرده ام ! من هیچ وقت دختر خوبی نبوده ام بی تو دویدم وُ خودم از جاده رد شدم باعث شدم که باز دل تو بلرزد وُ در آسمان هر کس …

ادامه نوشته »