معماری

بایگانی برچسب: غزل

شمال و جنگل و کلبه فراهم کردنش با من

شمال و جنگل و کلبه فراهم کردنش با من

شمال و جنگل و کلبه فراهم کردنش با من حریرِ سبزِ شالی خیسِ نم نم کردنش با من گُلِ رنگین کمان در انتهایِ کوچه باغِ ابر به استقبالِ تو سر تا کمر خم کردنش با من اگر سردت شده روشن کن آغوشِ اجاقم را برایِ شعله ای بوسه مصمم کردنش با من عجب قندِ سمرقندی، عجب چایِ بخارایی بیا مهمانِ …

ادامه نوشته »

زیر نم نم های باران بیشتر میخاهمت

زیر نم نم های باران بیشتر میخاهمت

زیر نم نم های باران بیشتر میخاهمت در میان رقص گندمزار تر میخاهمت باز کن بند از تلاطم هایِ رودت بیشتر آبشارِ گیسوانی تا کمر میخاهمت جایِ این انگشتر و این گوشوار و نیم تاج گُل به دست و گُل به گوش و گُل به سر میخاهمت بوسه ات را چاپ کن بر صفحه یِ لبهایِ من با چنین خطِ …

ادامه نوشته »

قهوه ای دم کن برایم تا بیایم دیدنت

قهوه ای دم کن برایم تا بیایم دیدنت

قهوه ای دم کن برایم تا بیایم دیدنت بیش از اینها کُن هوایم تا بیایم دیدنت قصرِ آیینه بساز از خِشت خِشتِ آفتاب دلبرِ پیکر طلایم! تا بیایم دیدنت شانه بر مویت بزن وقتی که می آید نسیم تازه کُن حال و هوایم تا بیایم دیدنت زیرِ نم نم هایِ پاییزی به رویِ سنگفرش فرش کن گُل زیرِ پایم تا …

ادامه نوشته »

میهماندار هواپیما پذیرایی چه شد ؟ گفته بودی میروی

میهماندار هواپیما پذیرایی چه شد

میهماندار هواپیما پذیرایی چه شد ؟ گفته بودی میروی و زود می آیی چه شد؟ اینهمه راه آمده مجنون به دیدارت عزیز! آن دو چشمِ سرمه ریزِ مستِ لیلایی چه شد؟ زودتر دورِ لبت را خط بکش مالِ من است خاستی خود را در آیینه بیارایی چه شد؟ دورِ دستانت النگویِ پرِ پروانه ها سینه ریزت از شقایق هایِ صحرایی …

ادامه نوشته »

به دقت خوانده ام دفترچه های روی میزت را

به دقت خوانده ام دفترچه های روی میزت را

به دقت خوانده ام دفترچه های روی میزت را نشستم بو کشیدم بازهم عطر غلیظت را نشستم منتظر شاید که برگردی به این خانه وفا داریِ من درمان کند ذهنِ مریضت را تو را آنقدر می خواهم که تنها بودنِ خود را در آغوشت بکش معشوقه ی مردم گریزت را تو ای محجوبِ غمگین ، سر به زیر ،ای عصمت …

ادامه نوشته »

میروم پشت سرم آب نپاشی یک وقت

میروم پشت سرم آب نپاشی یک وقت

میروم پشت سرم آب نپاشی یک وقت کاسه ای نقره یِ مهتاب نپاشی یک وقت خسته از بادِ خزان، خابِ ابد میخاهم عطرِ گُل سرزده در خاب نپاشی یک وقت آمدی گوش به فریادِ سکوتم بسپار رویِ خاکم غزلی ناب نپاشی یک وقت نوشدارویِ تو دیر آمده، آن را دیگر رویِ زخمِ دلِ سهراب نپاشی یک وقت بعد از این …

ادامه نوشته »