معماری

بایگانی برچسب: متن های عاشقانه

ما آدم ها تصویر درستی از هم نداریم

ما آدم ها تصویر درستی از هم نداریم

ما آدم ها تصویر درستی از هم نداریم و تو نزدیک ترین تصویر به من و دیده بودی همین تصویرها رابطه ها رو ایجاد و پایدار نگه میدارن دیدن آدم ها نزدیک به آنچه که هستن یه هنره چون در کشف ها باید تصویرت و در اون ها بشناسی با کل ابعاد چشماش بهم خیره شد.. دقیقآ، چون آدم ها …

ادامه نوشته »

تنهایی فشار میاره اما التماس نمیکنم

تنهایی فشار میاره اما التماس نمیکنم

تنهایی فشار میاره اما التماس نمیکنم گفتم: خب حداقل بهش پیشنهاد بده! یعنی انقدر سخته؟ گفت: آره سخته، وقتی یه چیزایی هی تکرار میشه دیگه زده میشی! نمیبینی اینا دنبال چی هستن؟ پول، ماشین! تیپ آنچنانی! ببین داداش، آدمایی مثل ما اگه شانس نیارن! باید پشت همین میز بشینن و به دود قلیون و سیگار خیره بشن!

ادامه نوشته »

گفت: سکسی یعنی چه؟ گفتم: راستش نمیدونم

گفت: سکسی یعنی چه؟

گفت: سکسی یعنی چه؟ گفتم: راستش نمیدونم یعنی ران های برجسته؟ گفت: همین؟ گفتم: باقی شو که روم نمیشه بگم! گفت: یعنی خیلی خوشگل انقدر خوشگل که دلت بخواد باهاش بری تو رختخواب! یعنی هرکی میبینتش اونم دلش همین و بخواد! گفتم: نمیدونم، ولی سکسی یعنی کسی که خیلی دوستش داشته باشم انقدی که رختخوابم و جمع کنم و بهش …

ادامه نوشته »

سهم من از زندگی این است که تنها باشم

سهم من از زندگی این است

سهم من از زندگی این است که تنها باشم لیوان چایم را به لیوان های خالی بزنم و به سلامتی عاشق ها روی میز خوابم ببرد! سهم من همین غم های پر استهلاک پنهانی ست که با تیر و کمان به جوانی ام سنگ می زنند و بلند بلند گریه می کنند! سهم من گوش دادن به دعوای گربه هاست! …

ادامه نوشته »

من نه برای تغییر بلکه برای دیدار با خودت کنارت ایستادم

من نه برای تغییر

من نه برای تغییر بلکه برای دیدار با خودت کنارت ایستادم من نه برای فتح، نه برای مالک شدن بلکه برای همراهی کنارت ایستادم در گذر زمان آموختم که سودای مالک شدن و از ذهنم بیرون کنم تو رو با تمام بهارها و زمستان ها با تمام گذشته های شیرین و تلخ با تمام زخم هات دوست دارم حتی اگر …

ادامه نوشته »

ما اهل عکسهای سلفی در رستورانها و کافه ها نبودیم

ما اهل عکسهای سلفی

ما اهل عکسهای سلفی در رستورانها و کافه ها نبودیم اصلا مهم نبود که چند نفر لایکمان می کنند! هیچکس حتی نمیدانست که در ارتباط هستیم! همه چیز سری و پنهان بود تا چیزهایی را آشکار تجربه کنیم! درکنار هم به ابرها نگاه میکردیم عکسهایی که از کائنات در گوشیهایمان سیو کرده بودیم! “میبینی؟ چقدر جهان بزرگه! و در عین …

ادامه نوشته »