معماری

بایگانی برچسب: میلاد روشن

با هر کسی از ماجرای بودنم گفتم از شاخه ی خشکیده ام

با هر کسی از ماجرای بودنم گفتم

با هر کسی از ماجرای بودنم گفتم از شاخه ی خشکیده ام قصد پریدن کرد از مثنوی زندگی تا مصرعی خواندم هی سر تکان داد و فقط سیگار روشن کرد هر کس که آمد،رفت!آمد،رفت!آمد،رفت! بی هیچ چشمی،هیچ دستی،هیچ تسکینی جز یک صدای بی رمق چیزی کسی نشنید از جیک جیک سبز و زرد جوجه ماشینی هر زائری آمد ندید از …

ادامه نوشته »

به خارپشت درشتی که توی چشم تو و به استخوان

به خارپشت درشتی كه توی چشم تو و

به خارپشت درشتی که توی چشم تو و به استخوان ظریفی که در گلوی من است چه اشتراکی وخیمی ست زندگی کردن ! در این تکامل مضحک که تا کمر لجن است چقدر تن بدهیم از شروع شب با درد به خواب های عمیقی که وقف بختک هاست در این کشاکش آدم بزرگ های خشن چقدر کودکمان در درونمان تنهاست …

ادامه نوشته »

پدر دهاتی کوچیده از حواشی بود که در شلوغی

پدر دهاتی کوچیده از حواشی بود

پدر دهاتی کوچیده از حواشی بود که در شلوغی متنی سیاه می لغزید و از صدای فنر زیر تخت بد خوابش شبیه اهل محل از گلوله می ترسید چقدر ساده به آن اتفاق دل می بست به ماجرای وخیمی که روبرویش بود به تشت های بزرگی که داشت می افتاد به آبهای روانی که آبرویش بود به اسب و اصل …

ادامه نوشته »

با برگهای خسته از تقویم می ریزم در چشمهایت این

با برگهای خسته از تقویم می ریزم

با برگهای خسته از تقویم می ریزم در چشمهایت این فقط رویای پاییزیست تبخیر دریا را ندیدی تا بفهمی که زیبایی باران چه ترکیب غم انگیزیست . وقتی جهانت چارچوب دیدنت باشد پایان دنیا هم نوک بینیت خواهد شد باور کن از من چیزهایی را که می گویم روزی درخت باغچه کبریت خواهد شد! تصویر اول- خنجری در آستین دارد …

ادامه نوشته »

باید ببینی انهدامم رو باور کن از بودن که بدتر نیست

باید ببینی انهدامم رو

باید ببینی انهدامم رو باور کن از بودن که بدتر نیست دستاتو از رو صورتت بردار “مردن که پایان کبوتر نیست” از پشت سر شلیک کن خوبم! از روبرو دستات می لرزه این زندگی ِ مفت ِ بی ناموس قد گه سگ هم نمی ارزه! شاعرکشی که کار سختی نیست از بودنت قطع امیدم کن بیزارم از مرگ ِ خیابونی …

ادامه نوشته »

تهران منهای تو یعنی رشت بی باران یعنی بگیری

تهران منهای تو یعنی رشت بی باران

تهران منهای تو یعنی رشت بی باران یعنی بگیری از شمالی بوی شالی را حتی تصور کردنش هم مرد می خواهد دنیای منهای تو این دنیای خالی را وقتی که تنهایی ما در خانه شرعی نیست تا می کنم این نقشه را تا پیش من باشی از” سبزه میدان “* تا خود ِ “میدان آزادی” پل می زنم تا قلب …

ادامه نوشته »