معماری

بایگانی برچسب: هادی خوانساری

قراره معیار سنجش بهار عوض بشه توی این ایستگاه

قراره معیار سنجش بهار عوض بشه

قراره معیار سنجش بهار عوض بشه توی این ایستگاه قراره که قطار عوض بشه با خودم قرار گذاشتم که دیگه عاشق نشم اما انگار قراره بازم قرار عوض بشه یه مثلث همیشه من و تو و انتظار آره باید راه و رسم انتظار عوض بشه توی قلبها هم همه کشت سیاهیه باید رسم زشتی ور بیفته کشت و کار عوض …

ادامه نوشته »

من و ببخش عزیزم به اون همه خاطره به خوبی های

من و ببخش عزیزم به اون همه خاطره ، هادی خوانساری

من و ببخش عزیزم به اون همه خاطره به خوبی‌های بی‌حد به بغض این پنجره من‌و ببخش عزیزم اگه که صد نبودم بیش‌تر از این به خدا عشق و بلد نبودم اگه نموندی برام اگه نموندم برات اگه که نه خوبِ خوب اون‌قده بد نبودم مشکل ما این بودش زیادی خوب بودیم ما با سردیا غریبه، اهل جنوب بودیم ما …

ادامه نوشته »

ده سال دیگر تو زنی چل ‌ساله خواهی شد

ده سال دیگر تو زنی چل ‌ساله خواهی شد

ده سال دیگر تو زنی چل ‌ساله خواهی شد ده سال دیگر شانه‌ات با باد می‌لرزد دیگر طراوت را بهار از تو نمی‌گیرد دیگر نداری طاقت یک بوسه‌ی ممتد در بین موهایت نه عطری از گل و لیمو نه مردی از هر خنده‌ات دیوانه خواهد شد نه سربلندی دو تا گنجشکک بدمست یعنی که دارد توی ذهن‌ات برف می‌بارد ده …

ادامه نوشته »