معماری

بایگانی برچسب: پاییز

یک لحظه بیا پایین یک لحظه کنارم باش توو سردی

یک لحظه بیا پایین

یک لحظه بیا پایین یک لحظه کنارم باش توو سردی پاییزی گرمی بهارم باش اسبی که تو رو برده بی زینه عزیز من توو جنگل تنهایی می شینه عزیز من لب هات و نگا کردی؟ دستات و که بی فاله؟ چشمات و که یخ بسته؟ موهایی که بی حاله؟

ادامه نوشته »

با برگهای خسته از تقویم می ریزم در چشمهایت این

با برگهای خسته از تقویم می ریزم

با برگهای خسته از تقویم می ریزم در چشمهایت این فقط رویای پاییزیست تبخیر دریا را ندیدی تا بفهمی که زیبایی باران چه ترکیب غم انگیزیست . وقتی جهانت چارچوب دیدنت باشد پایان دنیا هم نوک بینیت خواهد شد باور کن از من چیزهایی را که می گویم روزی درخت باغچه کبریت خواهد شد! تصویر اول- خنجری در آستین دارد …

ادامه نوشته »

مشتی کتاب و فیلم ،روی میز تحریر و یک دست مبل

مشتی کتاب و فیلم

مشتی کتاب و فیلم ،روی میز تحریر و یک دست مبل کهنه روی فرشِ ماشینی همسایه و جشن تولدهای پی در پی تلویزیون و پخش یک برنامه ی دینی! پوسانده تنهایی دلت را، مثل آبی که یک دفعه زیر بسته ی کبریت افتاده هربار خود را گوشه ی آیینه می بینی یک خطّ دیگر روی پیشانیت افتاده دیگر تصور می …

ادامه نوشته »

بگذار دانه دانه بشمارم تعداد موهای سفیدم را

بگذار دانه دانه بشمارم

بگذار دانه دانه بشمارم تعداد موهای سفیدم را شبهای دلگیری که جان دادم آن روزهایی که ندیدم را هر بار با فریاد ها سمت آغوش سرد چاه می رفتم بی آینه،بی مهر ،بی لبخند در تخت خواب شاه می رفتم دنبال رویای تو می گشتم در اندرونی های بی روزن در اسم های کشتگان جنگ در زیر پای لشگر دشمن

ادامه نوشته »

صدای زنگ کلیسا ، قطره های تند بارون کوچه های

صدای زنگ کلیسا

صدای زنگ کلیسا قطره های تند بارون کوچه های مه گرفته مرد تنهای خیابون با یه پالتوی کشیده کفِ تنپوشای پُر گِل با یه چتر نیمه باز و شال تو دستای باد، وِل لاشه ی تصادفی که با یه سد عاطفی کرد مونده رو دست خودش از یه ترور توو پاییز سرد!

ادامه نوشته »

همیشه یه چیزایی هست که آدمو خفه کنه

همیشه یه چیزایی هست

همیشه یه چیزایی هست که آدمو خفه کنه یکی وسط رابطه شیر گازُ باز کرده. هرچی بخوای محکم تر نفس بکشی زودتر خفه میشی. تصمیم می‌گیری از رابطه بزنی بیرون. میزنی بیرون ولی دلتنگی مثه گاز مونوکسید‌کربن میپیچه تو فضای اتاق و نفستُ میگیره. حتی تو فضای باز وسط جنگل رو‌به‌روی دریا هم نفستُ می‌گیره. زیر بارون فشار دو تا …

ادامه نوشته »