معماری

بایگانی برچسب: یاسر نوروزی

من و پدرم ایستادیم جلوی کولر گازی-یاسر نوروزی

من و پدرم ایستادیم جلوی کولر گازی

من و پدرم ایستادیم جلوی کولر گازی و آن را روشن کردیم ، باد یخ داد به صورت مان. پدرم گفت: «در رو ببند» و من درِ ورودی را بستم. اما نیم ساعت بعد، پدرم را می‌دیدم که در عصر یخبندان است و دست‌به‌سینه تلاش می‌کند آستین‌های عرق‌گیرش را بکشد پایین. گفت: «در رو باز کن» و رفت دراز کشید …

ادامه نوشته »

داستان سگ فیلسوف – گفتم آقاجون نمیترسی

داستان سگ فیلسوف

داستان سگ فیلسوف – گفتم آقاجون نمیترسی شب دزد بیاد اینجا ؟ گفت: «ترس واسه چی؟ غیر از من و “خسته” که کسی نیست اینجا» مقصودش از «خسته» البته کس خاصی نبود. سگی بود که طنابش را گرفت، آورد بست به درخت توت و رفت پی حرس کردن شاخه‌ها. و من و برادرم را تحریک کرد برای تربیتش آستین بالا …

ادامه نوشته »

پدر بزرگم گفت پیر شدم با بیل آب را هدایت می کرد

عکس پدر بزرگ و کودک

پدر بزرگم گفت پیر شدم ، با بیل آب را هدایت می کرد سمت تنه ی تناور توت. گفتم شما ماشالله دلت جوونه آقاجون، و هسته ی دو سه تا گیلاس را با هم تف کردم زمین. سنگ درشتی را از راه آب برداشت و انداخت آنطرف. گفت بعضی وقت ها هیچی نگی! بد نیستا! بعض اینه که یِلخی یه …

ادامه نوشته »

برای ما از گرگ های قطب شمال می گفت

عکس یاسر نوروزی

برای ما از گرگ های قطب شمال می گفت و مارهای بوآ، خوابیده در فلات‌های غربی وحش. یک بار هم که نشسته بود و کلاه آفتاب‌گیر مکزیکی را روی سرش چرخ می داد، از گاوهای جنوب گفت. نقص عضو عمو به همین خاطر بود. زیر سم‌های گَلّه‌ی بوفالو، خرد و لگدمال شده بود. او لنگ‌لنگان تا زمینِ خاکی راه‌آهن می‌آمد …

ادامه نوشته »

از بچگی چول بودم و چلاس – یاسر نوروزی

یاسر نوروزی

از بچگی چول بودم و چلاس. هر چیزی را جا می گذاشتم هر جا. انقدر که گاهی فکر می کنم تمام زندگی ام را جا گذاشتم همه جا. اصلاً از یک سنی به بعد تشخیصم این بود که من دو نفر هستم؛ یک نفر که وجود دارد در واقعیت، یک نفر که زندگی می کند در رؤیا. پاره‌ای که چسبیده …

ادامه نوشته »

پیشنهاد به کسانی که تازه کتاب چاپ می کنند

عکس مفهومی

۱- از دماغ فیل نیفت. ننشین در خانه تا نیویورکر بیاید با تو مصاحبه کند. کتاب ات را برای هر رسانه یا روزنامه‌ای که می شناسی و نمی شناسی بفرست حتا اگر مطمئن باشی نصف آن‌ها حواله می دهند به آنجا‌شان. ۲- خجول‌بازی درنیار و فاز منزوی برندار. وقتی این‌همه برای کتابت زحمت کشیده‌ای، هیچ عیبی ندارد آن را تبلیغ …

ادامه نوشته »